أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

448

تجارب الأمم ( فارسى )

كه همپايگان ما در اهواز جيره بگيرند و ما نگيريم و آه بكشيم و بناليم ، ما از بينوائى و گرسنگى خسته شده‌ايم ! يكى از ياران على بن بويه به نام « طاهر گيلى » ، كه پيشتر به « ياقوت » پناهنده شده بود و خود را براى كارهاى بزرگ نامزد مىنمود و مدعى همپايگى با « شيرج » بوده و پيرامون هشتصد مرد از « عجم [ 1 ] » را گرد خود آورده بود ، نيز در اين هنگام بر ياقوت بشوريد و با ياران از او جدا شد . او مىپنداشت كه مىتواند « ماه بصره » و « ماه كوفه » را بگيرد ، ولى ناگهان به چنگ على بن بويه افتاد و زندانى شد . پس خود او با چند تن غلامش رهائى يافتند و * دبيرش ابو جعفر صميرى [ 2 ] در اسيرى بماند ،

--> [ ( 1 - ) ] M : واژهء عجم گاه به معنى هر انسان غير عرب به كار مىرود ، و گاه مانند اينجا مخصوص غير عربهاى هند و ايرانى است كه در خاور دجله تا سند سكنى داشتند و حنجرهء ايشان توان تلفظ حروف ويژهء آرامى ( ح ص ض ع ) را نداشت بدين معنى به ملتهاى آرامى غير عرب ساكن غرب فرات تا مديترانه « عجم » نمىگفتند . ملتهاى عبرى ، سريانى ، فينيقى ، كلدانى ، نبطى ، آشورى همگى در سه قرن آغاز آمدن عرب توانستند زبان خود را به عربى برگردانند و نسبت‌هاى ولائى خود را كه با عربها داشتند ، نسبت نژادى اعلام كنند ، و اين كار از توان حنجرهء مردم لر ، كرد ، فارس ، طبرى ، گيلكى بيرون بود و زبان ايشان به همان شكل باقى ماند . دكتر مصطفى جواد استاد دانشگاه بغداد در مقالهء خود نام برخى خاندانهاى غير عرب از موالى را ياد كرده است كه پس از جانشين كردن زبان عربى بر جاى زبان ملى و مادرى خود ، براى كسب شرافت عربى ، نسبت ولائى خود را به قبايل عرب نيز به نسبت نژادى تبديل كرده‌اند و عرب نژاد به شمار آمده‌اند . در همين كتاب « تجارب الامم » نيز مانند اين كوشش را دربارهء مفلح سياه خ 5 : 348 و عمران شاهين نبطى عرب شده ( خ 5 : 160 ) ديديم . پس واژهء « عجم » تنها به مردم غير آرامى گفته مىشد ، كه در چند قرن آغاز اسلام نتوانسته بودند عرب بشوند . [ ( 2 - ) ] M : صيمرى ابو جعفر محمد بن احمد تا سال 324 ه دبير طاهر گيلى بود كه به اسارت على بن بويه ( عماد الدوله آينده ) و سپس به خدمت ابو حسين احمد بن بويه ( معز الدولهء آينده ) درآمد . در 334 ه همراه او به واسط و بغداد شد و وزارت معز الدوله داشت تا به سال 339 ه درگذشت و مهلبى به جاى وى نشست ( خ 6 : 166 ) .